السيد مرتضى العسكري
261
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
گرفت ، او سر بر داشت و آن را ديد و در شگفت شد ، سپس به ياد گفته خويش افتاد كه : " هيچ چيز نبايد او را از عبادت بازدارد ، " پس ، سر خود را به زير افكند و به زبور پرداخت ، كبوتر كه براى امتحان و آزمايش آمده بود ، از پنجره برخاست و روبروى داود به زمين نشست . او به سويش دست گشود ، كبوتر قدرى عقب كشيد ، به دنبالش برخاست ، كبوتر به سوى پنجره پر زد . براى گرفتنش به سوى پنجره رفت ، كبوتر به سوى باغچه پر كشيد . او با چشم تعقيبش كرد تا كجا مىنشيند كه آن زن را در حال شستشوى خود ديد - زنى كه در زيبائى و جمال و اندام ، خداوند به حال او داناتر است . مىگويند آن زن وقتى داود را ديد موهايش را گشود و بدن خود را با آن پوشانيد - پس قلبش فرو ريخت و به سوى زبور و نشيمنگاه خود بازگشت ، و چنان شد كه ياد آن زن از دلش جدا نمىشد ، اين فتنه بدان جايش كشاند كه همسر زن را به جنگ فرستاد ، و فرمانده لشكر را - به گمان اهل كتاب - فرمان داد او را به كام مرگ فرستد تا آنكه به خواستهاش رسيد ، او كه نود و نه زن داشت آن زن را نيز پس از مرگ شوهرش خواستگارى و با وى ازدواج كرد . خداوند هم در موقعى كه در محراب بود دو فرشته را در حال درگيرى نزد وى فرستاد تا نمونهاى از كار او با همسايهاش را به وى بنمايد ، داود كه آن دو را در محراب بر بالاى خود ايستاده ديد ، ترسيد و گفت : چه چيز شما را بر سر من كشانده ؟ گفتند : نترس ، ما براى درگيرى و ايراد بدى نيامدهايم ، " ما دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده . " آمدهايم تا ميان ما داورى كنى " ، " بين ما به درستى داورى كن ، و از حق دور مشو و ما را به راه راست هدايت كن . " يعنى : ما را بر مسير حق ببر ، و بر غير حق مبر ، فرشتهاى كه از جانب « اوريا بن حنانيا » شوهر آن زن سخن مىراند ، گفت : " اين برادر من است " يعنى : برادر دينى من است ، " او نود و نه ميش دارد و من تنها يك ميش دارم ، به من مىگويد : ميش خود را در اختيار من نگذار " يعنى : مرا بر او مسلط كن ، سپس در سخن بر من غلبه ، و به من زور گفته ، زيرا از من نيرومندتر است ، او ميش مرا در شمار ميشهاى خودش آورده ، و مرا دست خالى رها كرده است ، داود خشمگين شد ، و به متشاكى ساكت رو كرد و گفت : اگر آنچه مىگويد راست باشد ، بينىات را با تيشه مىكوبم ، سپس به خود آمد و ساكت شد ، و دانست كه مراد از اين صحنه ،